اينجا صفحه ي دلتنگي هاي من است! آدم خـاصـی نـيـسـتـم مـخاطـب خـاصـی هم ندارم

لیدیز اند جنتلمنز

منم رفتنی شدم اما نه برا همیشه

زود برمیگردم

2 نفر استخدام کردم وقتی من نیستم ازتون پذیرایی کنن

هر وقت بتونم جیم شم حتما میام وبلاگم

با تشکر از romi و tala

ایشالاا تو عروسیتون

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

در این وبلاگ خندیدن ممنوع است




چه حرف بی ربطی ست که مرد گریه نمی کند...

گاهی آنقدر بغض داری که باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی...

برای دل خودم می نویسم ...

برای دلتنگی هایم

برای دغدغه های خودم

برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !

برای دلی که دلتنگم نیست ...

برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...

برای خودم می نویسم !

بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

شازده کوچولو از گل پرسید:

 آدمــــــــــــــها کجان؟!

گل گفت:

باد به این ور و آنورشان می برد!

این بی ریشگی،

حسابی اسباب دردسرشان شده!!

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

چه کسی می خواهد

من و تو ما نشویم...

خانه اش ویران باد...!

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

باز هم ديدمش!

نه اينكه بغض كنم...نه...

تنها از دور هزارسال "پير"شدم...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

چقدر قشنگه وسط دعوا

بگه..

حیف ک دوست دارم...

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

از این که امروز

مورد توجه هستی خوشحال نباش...

تیتر اول روزنامه امروز

کاغذ باطله فرداست...

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

قديما همه چيزمان بوى ماندن ميداد.

اون روزها،حتى بيسكويت ها هم "مادر" بودند،

ولى حالا شده "هاى باى" ...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

ما به هم نميرسيم،

اما بهترين غريبه ات مى مانم،

كه تو را هميشه دوست خواهد داشت...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

درد دارد هم پاييز باشد،هم ابر باشد،

هم باران باشد و هم خيابان خيس باشد،

اما...نه كسى باشد و نه دستى براى فشردن...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

تلفیق ترافیک و باران

به یکی از این دو تب می رسد :

عشقولانه ی شدید 

یا اعصابِ خُردِ جنون آمیز ...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

به چشمهایت بگو...

نگاهم نکنند...

بگو وقتی خیره ات می شوم

سرشان به کار خودشان باشد...!

نه که فکر کنی خجالت می کشم ها...

نه!

حواسم نیست...عاشقت می شوم!

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

اینایی که تو آزمایشگاه برای تست اعتیاد می شینن اون جلو که طرف تقلب نکنه توی قضیه 

وقتی جایی ازشون می پرسن شغل تون چیه 

دقیقا چی جواب می دن ؟!

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

آدمیست دیگر

یک روز حوصله

هیچ چیز را ندارد

دوست دارد بردارد

خودش را بریزد دور...

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

برای یک روز هم که شده...

دنبال چیزایی که نداری نــــــرو..

از چیزایی که داری لذت ببر!!!

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

یه هورمونی هست...

به اسم: خب حالا که چی بشه!

که لامصب گند میزنه به کل اراده آدم...

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

بهار

اگر مغرور نبود

گرفتار پاییز نمی شد ...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

زندگی خیلی کوتاه تر از آن است

که به خاطر کسانی که در زندگیتان عـــــــــددی نیستند

دچار استرس شوید....

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

مرد باید وقتی از دست زنش

عصبانی میشه فریاد بزنه،

بعد کمربندش رو در بیاره،

بره سمتش، کمربند رو بندازه دور کمرش

و با چشم غره و ملایمت بهش بگه:

بــــــــــــــــــــــــــوس یا گــــــــــــــــــاز؟

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

اینهایی که توی اتوبان

تا بین دو تا ماشین فاصله ای می افتد

خودشان را می چپانند آن لا 

آدم های خود زرنگ پندارِ رو مخی هستند ...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

از بعضی ها

اینجوری بودم اونجوری بودم شان را که بگیری

هیچ چیز نمی ماند ...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

حـــــــــــــــــــسٍ گرفتن دستها

موقع رانندگی...

هیـــــــــــــــــــــــــــــچ وقت

تکراری نمیشه...

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

ببین...

برو... خب؟

من که نمیگم وایسا...

من که نمیگم مال من شو...

فقط جواب یه سوال منو بده بعد برو

اون روزای اول گوشیت دست کی بود؟!

آخه خیلی قشنگ می نوشت...

برو گوشیتو بده به همون آدم...

من فقط اونو می خواااااااااام.....

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

تو آغوش کی هستی

وقتی من

کنج اتاق به

دوست دارم های تو می خندم....

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

همه ی تراژدی های دنیا را دوست دارم

چون بوی تو را می دهند 

سرخیِ غروبِ آفتاب ...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

من فقط دو فصل را می شناسم

یا "تو" هستی یا "زمستان"...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

نه کـــــــاری کرده ای تـــــــو



نه کــــاری کرده ام مــــــــن



این همه دوست داشتن از کجــــــــــــا آمد.....؟؟؟!!!!

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

گاهی اتفاق هایی تو دنیا میوفته
که عجیبه خدا اجازه میده اتفاق بیفته ...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

وقتی که نزدیکی به من و احساسم...

گرمی دستاتو به خوبی میشناسم...

پیش تو آرومم وقتی دلم تنگه...

قلبم واسه عشقت با دنیا میجنگه...

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

اینکه صبوری می کنم فکر نکن از ساده بودنمه...

نه دادااااااششش.....

بالاخره یه روزی یه جایی به غلط کردن می افتی... که متاسفانه دیر شده!!!!!

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |