اينجا صفحه ي دلتنگي هاي من است! آدم خـاصـی نـيـسـتـم مـخاطـب خـاصـی هم ندارم

ایستگاه بعد : ارومیه

دیگه نمیدونم چی بگم

زود میام

 

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

در این وبلاگ خندیدن ممنوع است




چه حرف بی ربطی ست که مرد گریه نمی کند...

گاهی آنقدر بغض داری که باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی...

برای دل خودم می نویسم ...

برای دلتنگی هایم

برای دغدغه های خودم

برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !

برای دلی که دلتنگم نیست ...

برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...

برای خودم می نویسم !

بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

مثل آنکه شاهرگ احساسم را زده باشى...

بند نمى آيد دوست داشتنت

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

کفرم را که در مى آورى

ايمانم به عشق بيشتر مى شود

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

روزها

شب ها

سال ها

سپری می شوند...........

اما "تو همان خوب دیروزی"

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

بیا تظاهرات کنیم

تظاهر کن دوستم داری

من شهر را به هم میریزم!

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

بهانه گیر زبان نفهم،

دلم را میگویم ...

حالا تو را از کجا برایش بیاورم؟

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

گلابی کیست؟

گلابی آدمیست که سه ساعت با او درد دل می کنی

بعد میگه: چی بگم والله باز خودت بهتر میدونی!!

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

احمقانه ترین و بچه گانه ترین رفتار رو...

وقتی از خودت نشون میدی که....

دلت خیلی تنگ میشه...

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

ما با هم بزرگ شدیم

جمله ای بود که خیلی وقت بود دنبالش میگشتم

هم متن زیر هم جمله ی بالایی  مثل یه هدیه سورپرایز کننده بودن

مرسی که هستی

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

هیس! هیچ نگو...

فقط چشمهایت را ببند و نفس بکش!

لمس نفس هایت ضربان قلـــبم را به شماره می اندازد...!

تو آرام نفس بکش، من لحظه به لحظه دیوانه ات شوم...

این روزها در من حالتِ فوق العاده خوب اعلام شده است...

بیش از حد مجاز عاشق شده ام...

یک تار مویت را به دنیا نمی دهم

نفسم

بهترینم

مهربان ترین مرد دنیا

گاهی نگاهت، صدایت، آغوشت، آنقدر معجزه می کند که گویی خدا کنار من است...

مرسی که همه ی وجود منی

:***

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

روزهــای خـوب,هــــم میــــــاد...!!
فقط دادیم چیــــن بسازه ارزون دربیاد!!
صبرکنید...میاد..!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

هر هفته دو بار

هر بار دو ساعت

به این فکر میکنی

که خیمه های سوخته چرا بی نگهبان مانده اند

سر بسته بگویم

کم کم یاد میگیری که

سرباز یعنی شش ماهه ای که در آغوش پدر پرنده باشد

و تو

از گیسوان سپید سبلان

تا دلشوره های خلیج فارس

از یک پاسگاه کوچک در روستایی دور

تا مرکز فرماندهی

حواست را جمع میکنی و

شش ماه نبودنت را

پشت کلاهت خط میزنی

دست های مادر

یا همین خاک که پستش را میدهی

فرقی ندارند

وقتی ببوسیشان

و به خیمه های سوخته فکر کنی

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

از تو که حرف میزنم

یجور خوبی ،حال من بد میشود

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

وقتی دنیایت  به اندازه ی"یک نفر" کوچک میشود

 و یک نفر به اندازه ی "خدا" برایت بزرگ میشود

قمار سنگینی کرده ای ....

اگر برود،دین و دنیا را یکجا باخته ای...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

امروز هم گذشت، نیامدی ...

نا شکر نیستم ،فردا هم روز خداست...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

به بعضيام باس گفت:

شايد شما هلو باشى ولى متاسفانه 

ته بار بودى يه کم له شدى 

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

نگاهت کافیست ،

تا باز در هوای آمدنت آرام شوم

تو همیشه دعوتی راس ساعت دلتنگی

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

عطر ها و آهنگ ها بی رحم ترین عناصر زمینند.

بی آنکه بخواهی ،

می برندت تا قعر خاطراتی که برای فراموشیشان تا پای غرور جنگیده ای....

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

این روزها حالم چون دایره ای می ماند...

که هیچ گوشه ای برایش دنج نیست..

عادت این قبیله این است...

دور آتشی که تو می سوزی...

می رقصند...

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

خطای دید یعنی: طرف هیچ خری نبود 

 ما زیادی گنده دیده بودیمش

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

نه فازم غمه،

نه آدم کمه..!!

اونی که لیاقت داره مال منه..

اونی که لیاقت نداره مال همه..!!

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

دستت را به من بدهی 

 

 تمام رویاها را فتح خواهیم کرد...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

هيچ وقت

کارى نکنيم

آدماى ارزون

واسمون گرون تموم بشن

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

لیدیز دستتون درد نکنه به تلاشتون ادامه بدین 10 12 روز دیگه میام مرخصی از خجالتتون در میام

شوخی کردم کاری نمیتونم بکنم

مرسی

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

خاطره الکل نيست

که بپره...

خاطره خاطرس!

ميمونه ...

ودهنتو سرويس ميکنه!!

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

انقلابى كه در من شكست خورد،حاصل كودتاى لب هاى تو بود... 

 

(حسين اشراقى)

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

به بعضیام باید گفت:

عمرم فدای چشمات...

اون بعضیا فقط پدر و مادرن...

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

مـــــــــــــــــن یقین دارم

خدا برای بوسیدن تـــــــو

به من لـــب و دهن داده!

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

یه مرحله ای هم هست بالاتر از روشنفکری
اونم اینه که کتاب نخری تا درخت های کمتری قطع بشه
من الان تو اون مرحله ام ...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |