اينجا صفحه ي دلتنگي هاي من است! آدم خـاصـی نـيـسـتـم مـخاطـب خـاصـی هم ندارم

لیدیز اند جنتلمنز

منم رفتنی شدم اما نه برا همیشه

زود برمیگردم

2 نفر استخدام کردم وقتی من نیستم ازتون پذیرایی کنن

هر وقت بتونم جیم شم حتما میام وبلاگم

با تشکر از romi و tala

ایشالاا تو عروسیتون

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

در این وبلاگ خندیدن ممنوع است




چه حرف بی ربطی ست که مرد گریه نمی کند...

گاهی آنقدر بغض داری که باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی...

برای دل خودم می نویسم ...

برای دلتنگی هایم

برای دغدغه های خودم

برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !

برای دلی که دلتنگم نیست ...

برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...

برای خودم می نویسم !

بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

یه سری خاطره هست...

که چند دقیقه بیشتر نیست امــــــــــا...

زورشون از یه عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمر زندگی بیشتره!

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

بعضی از مردها انقدر مرد هستند که یک زن، با خیال راحت می تواند زن باشد …

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

دلتنگی یعنی
اذان مغرب به افق چشم های کسی

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

سادگى شما گرگ را درون ديگران بيدار مى كند...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

خــدايا ؟
کــمــي بــيـا جــلــوتــــر . .
مــي خــواهـــم در گوشــت چــيــزي بــگــويم . . . !
ايـن يـک اعــتـراف اســت . . .
مــن بــي او دوامــ نــمي آورم . . .
حــتــي تــا صــبح فـــردا . . . !.!
خدا جون میشه یواشکی بهم بگی ....
اونی که ازش بی خبرم چه حالی داره...؟!

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

ﺧﻮﺑﻴﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺳﺮﺩ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ
ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎ ﻫﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﺻﻔﺤﻪ ﮔﻮﺷﯽ ﺭﻭ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ
ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﻧﻤﯿﺸﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻒ ﺗﻔﯿﺶ ﻣﯿﮑردم ...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

طلااااااااااااااا؟

وبلاگت کووووووو؟

با توضیح کامل

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

خانه ی ما نه شیروانی دارد
نه پنجره
باران را از صدای تو حدس می زنم

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

يه سرى هم هستن،

نه تنها آدم با اونا "ما" نميشه،

بلكه از "من" بودنم ميفته...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

ببين،گوش كن...

فرقى نميكنه منو تو متولد كدوم برج ساليم.

 مهم اينه كه اگه تو نباشى من هميشه "برج زهرمارم"...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

گاهی دلم برای زمانی که نمیشناختمت
تنگ می شود

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

میگم يه وقت زشت نباشه !!

به جای " دست تقدير " همش " شصت تقدير " رو به ماست

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ﺑﺒﺎﺭ ﺑﺮﺍﯾﻢ
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﺮﻑ ﺁﺏ ﺷﺪﻩ ﯼ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ
ﺑﮑﺮ ﻭ ﺟﺎﺭﯼ ...
ﺑﺒﺎﺭ ،
ﺳﯿﻼﺏ ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

پلاک خیلی از رفیقایی که دورمون بودن گذر موقت بود ...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

نـِگـآم خـیـــره
چـِشـآم تـیـره
دِلـــم پـــیــره
مـُـــخـم گـیره 

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

مـُخـم خـآلـیـه
حـآلـم عـآلیــه
زیـرَم قــآلــیـه
عـجـب حـآلیـه   ✔

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

یـه پیـچ رو هـر چـقـدر سـفت کـنـی مـوقـعِ بـاز کـردن

هـمـونقـدر بـاید زور بـزنـی

حـالا هـی مــنو بپـیـچـون

بـه مـوقعـش دارم بـرات . . .

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

یه دختر خردادی حد وســط نداره
اگه باهاش مهـــربون باشی★
دورش نــزنی ✘
بهـــش دروغ نگی ✘
خوشــبختت میــکنه ✔

+ تاريخ ساعت نويسنده م |


فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود ...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

کلاه قرمزي: آقاي مرجي،شما ميدونستي عباس آقا ،غير از شهين خانوم يه زن ديگه هم داره؟
مجري: زندگي مردم به ما چه ربطي داره!؟

کلاه قرمزي: بله منم ديدم به ما مربوط نميشه رفتم به يکي گفتم که بهش مربوط ميشد
مجري: کي؟

کلاه قرمزي: شهين خانوم!
مجري: بچه مگه تو فضولي!؟ اگه زندگيشون خراب بشه ميتوني خودتو ببخشي!؟


کلاه قرمزي: مگه من مثل شمام که پدر مارو درمياري تا ببخشيمون!؟ سه سوت خودمو ميبخشم تازه به خودم جايزه هم ميدم!
مجري: اصلاٌ کي به تو گفته عباس آقا يه زن ديگه داره؟

کلاه قرمزي: امروز کله ي عباس آقا رو ديدم،دوتا فرق داشت!ميگن هرکي سرش دوتا فرق داشته باشه دوتا زن ميگيره
مجري: بچه اين حرفا همش الکيه!

کلاه قرمزي: اتفاقاٌ خودم هم شک کرده بودم،اگه اينجوري بود که شما با اون فرقی که رو کله ت داری بايد حرمسرا راه مينداختي!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

امروز
آرزو دارم
فاصله نباشد میان تو و احساس های خوبت
تو باشی و
شادی باشد و
یک دنیا سلامتی!
و ...
"امضای خدا پای تمام آرزوهایت"
عیدتان مبارک

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

سکوت گاهی حقیقت بی رحمانه دردیست
که نه فریاد آرامش میکند
نه گریستن
نه اعتراض
نه گذشتن !!!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
دوتا ﺍﻟﻨﮕﻮ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ دوتا ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺗﻮﯼ ﺩﻫﻨﺖ.

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

درد می کند
نداشــــتنت!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

شب را چه سود
اگر تو نباشی
که به خیرش کنی

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

پرسيدند :
اگر دنيا را برايت بدهند چه خواهي كرد ؟
با خنده تــلخ هميشگي ام
جواب دادم
دنيايتان مال خودتان ...
قبلاً دنيایي داشتم كه آن هم مـال ديگري شد

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

خجالت اعتیاد نداره هاااا...

بعضی وقتا تفریحی هم که شده بکش...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

اینقدر
حاشیه رفتیم
که فراموش کردیم
بگوییم
"دوستت دارم"
اری فراموش کردم و
فراموش کردی
و غیبت این کلام
با قافیه و ردیف پر نشد
حال
تو دور از من
و من
دور از تو
هر دو شاعر های خوبی شده ایم
در کنج تنهای خود

+ تاريخ ساعت نويسنده م |