اينجا صفحه ي دلتنگي هاي من است! آدم خـاصـی نـيـسـتـم مـخاطـب خـاصـی هم ندارم

در این وبلاگ خندیدن ممنوع است




چه حرف بی ربطی ست که مرد گریه نمی کند...

گاهی آنقدر بغض داری که باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی...

برای دل خودم می نویسم ...

برای دلتنگی هایم

برای دغدغه های خودم

برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !

برای دلی که دلتنگم نیست ...

برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...

برای خودم می نویسم !

بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ
ﺯﻧﺎﻧﻪ

ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ

ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

به بعضیام باس گفت : یکم تافت به شخصیتت بزن بلکه یکم ثابت شه

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

به سلامتی مادری که اگـه ۱۰۰ تـا پـریز خالی هم باشه
برا وصل کردن جاروبرقی ، گوشیه تو رو از شارژ در میاره !

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

اگه اولش به آخرش فکر نکنی آخرش به اولش فکر میکنی

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

به بعضیام باس گفت : آخه  "بز"   تورو چه به   "پز"

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

درگیره هدف نه درگیره علف
نه درگیره طرف نه درگیره شرف

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ایندفعه به سلامتی کسایی که حسشون ناب بود ولی طرفشون گاو بود

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

زن باس وسط سریال بزنه شبکه 3 بگه عشقم بیا فوتبال ببینیم

 

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ادم باس خاکی باشه

شاخ که باشی جات رو سر گاوه ...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

کثیف بودنِ بعضی آدم ها اذیتم نمیکنه !
اما بعضیا خیلی پاکن؛
این که قراره اینا گیره اون کثیفا بیُفتن,
اعصابم رو خورد میکنه ...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

بعضیا میان که زمینت بزنن، ولی نمیدونن بزنن زمین هوا میره

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

4 تا نویسنده میخوام

به مدت 2 ماه

نمیخوام وقتی نیستم آرشیوم خراب شه

لزومی نداره چیزی نوشته بشه! ثبت موقتم قبوله

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

اگه وحید مرد باشه٬وحیده زنه
اگه سعید مرد باشه٬سعیده زنه
اگه حمید مرد باشه٬حمیده زنه


پس لابد ضعیف مرد بوده که ضعیفه شده زن
پس زر نزن...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

تـوی آسـمـون عـشـقـم غـیـر تـو پـرنـده‌ای نـیـست

روی خـامـوشـی لـبـهـام جـز تـو اسـم دیـگـه‌ای نـیـسـت

تـوی قـلـب مـن عـزیـزم هـیـچ کـسـی جـایـی نـداره

دِل عـاشـقـم بـجـز تـو هـیـچ کـسـی رو دوسـت نـداره

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

گفتم بوسیدن را بلدی ؟؟؟
از خوشحالی پـَــر در اورد و گفت : بلدم ...
گفتم: من و خاطراتمو  ببوس بذار کنار ... !

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ﺁﺭﻩ ﺑـــــــــﯽ ﺭﯾــــــــــﺎﻡ ....
ﻭﻟﯽ ﺭﯾﺎ ﻧﺸﻪ ﺁﺭﺯﻭﯾﻪ ﺧﯿــــــــــﻠﯿﺎﻡ

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

"رفتن" !

رفتن که بهانه نميخواهد ،
يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشيهاى انکار شده ...
رفتن که بهانه نميخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هيچ بى چمدان هم ميروى !

"ماندن" !

ماندن اما بهانه مى خواهد ،
دستى گرم، نگاهى مهربان، دروغهاى دوست داشتنى،
دوستت دارمهايى که مى شنوى اما باور نمى کنى،
يک فنجان چاى، بوى عود، يک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شيرين ...

وقتى بخواهى بمانى ،
حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى و باز هم ميمانى ...
ميمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار مى بينى و بهانه اش مى کنى براى نرفتنت،
آمدن دليل مى خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هيچکدام ... !!!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

خودش ما رو اد کرد
شروع به چت کرد
شوخی بیش از حد کرد
راجب ما فکر ‪بد کرد
خودشم مارو ‪رد کرد
حالا هم رفت و ما رو ‪راحت کرد

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ﯾﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﻣﯿﮕﯿﺎ
ﻭﻟﯽ ﺧﻨﺪﺕ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﺴﯽ ﺣﺮﻓﺘﻮ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ !!!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ینی من عاشق این خانواده هاییم که هیچ کدوم روزه نمی گیرن
ولی همدیگرو افطاری دعوت میکنن و دور هم میشینن سر سفره افطار!
جالب تر اینه که رعایت میکنن اول اذون بده بعد بخورن

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

به بعضيام باس گفت : رو مُخ من نوشته تردميل ؟؟؟

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

من بنده ی آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

من ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮑﯽ ﺩﺍﺭﻩ بهم ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻪ ﻭ میدونم ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻪ:
ﺍﺳـــﺘــــﺮﺱ ﻣﯿـﮕﯿـــﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﺒــــــﺎﺩﺍ ﻃﺮﻑ ﺑﻔﻬﻤﻪ ﮐﻪ میدونم دﺍﺭﻩ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻪ :|

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

آدم ها تمام میشوند

در جایی که نباید

بی آنکه بفهمند

 

آدم ها تَـه میکشند

خودشان ... حرف هایشان ... نگاهشان ...

سردُ ساده ...

آدم هآ تمام میشوند

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

درسته " بوس " ابراز علاقه س
ولـــی "گــاز" تـــزریــق عــلاقـــه س

 

 

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

از تو ممنونم که دوستت دارم

تو میتوانستی

جور دیگری باشی

جوری که هرگز نتوانم دوستت بدارم

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

وقتی وجود خدا باورت بشه...

خدا یه نقطه میزاره زیر باورت و " یاورت" میشه.... !!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

بعضی از آدم ها آنقدر نگاهشان
چشم هایشان
دست هایشان
مهربان است که دلت میخواهد
یک بار در حقشان نامهربانی کنی
و ببینی نگاهشان، چشم هایشان، دست هایشان
وقتی نامهربان میشود چگونه است ... !
در نهایت حیرت میبینی
مهربان تر میشوند ...
نامهربانی ات را با مهربانی پاسخ میدهند ...
وقتی حوصله نداری نازت را به هر قیمتی خریدارند، فقط بخاطر شادی تو ...
و تو از همان هایی عشق من ...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

خاکی باشی زود آسفالتت میکنن

+ تاريخ ساعت نويسنده م |