اينجا صفحه ي دلتنگي هاي من است! آدم خـاصـی نـيـسـتـم مـخاطـب خـاصـی هم ندارم

در این وبلاگ خندیدن ممنوع است




چه حرف بی ربطی ست که مرد گریه نمی کند...

گاهی آنقدر بغض داری که باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی...

برای دل خودم می نویسم ...

برای دلتنگی هایم

برای دغدغه های خودم

برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !

برای دلی که دلتنگم نیست ...

برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...

برای خودم می نویسم !

بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

پا به پای هم

من

تو

جاده ی بی انتها

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

خدایا اون بالا مشکلات کوچیک دیده میشن؛ بیا پایین تا رودر رو مشکلات و حل کنیم...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

مي گويند: به هنگام دفن جنازه، اگر متوفي متولد دهه ی 70 خورشيدي ست، قبرش را خيلي عميق تر حفر کنيد!
مي پرسند: چرا؟
مي گويند:

آخر مي دانيد، اين نسل آرزوهاي زيادي براي به گور بردن با خودشان به همراه دارند...!!!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ﻫﺮﮐﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ " ﺑَـﺪِﺵ" ﺍﻭﻣــﺪ
ﺭَﻓﺖ...
ﺍﻣﺎ " ﺑَﻌــﺪِﺵ" ﺍﻭﻣـــﺪ

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

والا مام زدیم سیم آخر
ولی قبلش یکی سیم آخرو زده بود به برق

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

هيچ وقت قرص هايي که حال آدم را خوب مي کنند
جاي "خوب هايي" که دل آدم را قرص مي کنند، نمي گيرند...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

لحظاتی هست که :
هیــــچ چیز این زندگی قانعت نمی کند ؛
فقط و فقط نیاز به اندکـی مُـــــردن داری !

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

یه جا می‌خوام تا چند کیلومتریش کسی‌ ردّ نشه
باهام بد نشه
جلو پاهام سد نشه ...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

دلم میخواهد کسی باشد

خوب باشد

مهربان‌ باشد

بس باشد

همه ی این بودن هایش فقط برای من باشد

فقط برای من ...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

مورد داشتیم طرف انقد مست بوده

به دوش حموم میگفته گریه نکن همه چی درست میشه !!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ﺷــﮏ ﻧـﺪﺍﺭﻡ ﻫـﻤـﯿـــﻦ ﺭﻭﺯﻫـــــــــــﺍ ...
ﻫﯿـﭻ ﮔـﺮﺳـﻨﻪ ﺍﮮ ﺑـﺎﻗﮯ ﻧﻤــــﮯ ﻣــﺎﻧﺪ ...
ﻫـــﻤــﻪ ﺳﯿــــﺮ ﻣـﯽ ﺷـﻮﻧﺪ , ﺍﺯ ﺯﻧــﺪﮔــــــــﮯ

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

هنوز درگیر فوت پدر برزگم بودیم که

مامان بزرگمم فوت کرد

اصن یه وضعیه

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ﻣﮕﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺷﯿﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﻮﻧﻢ

محاﻟﻪ ﺑذﺍﺭﯼ ﻣﺤﺎﻟﻪ ﺑﺘﻮﻧﻢ

ﺩﻟﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﺎﺵ ﺑﯽ ﺷﻤﺎﺭﻩ

ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺑﺠﺰ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﻩ

ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮ

ﺗﻮ ﯾﺎﺩﻡ ﺩﺍﺩﯼ ﻋﺎﺷﻘﯿﻤﻮ

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

اصن من بچه ام كه بودم
تو نقاشيام بعضي آدما رو قهوه اي ميكشيدم !

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ
ﺯﻧﺎﻧﻪ

ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ

ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

به بعضیام باس گفت : یکم تافت به شخصیتت بزن بلکه یکم ثابت شه

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

به سلامتی مادری که اگـه ۱۰۰ تـا پـریز خالی هم باشه
برا وصل کردن جاروبرقی ، گوشیه تو رو از شارژ در میاره !

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

اگه اولش به آخرش فکر نکنی آخرش به اولش فکر میکنی

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

به بعضیام باس گفت : آخه  "بز"   تورو چه به   "پز"

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

درگیره هدف نه درگیره علف
نه درگیره طرف نه درگیره شرف

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ایندفعه به سلامتی کسایی که حسشون ناب بود ولی طرفشون گاو بود

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

زن باس وسط سریال بزنه شبکه 3 بگه عشقم بیا فوتبال ببینیم

 

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ادم باس خاکی باشه

شاخ که باشی جات رو سر گاوه ...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

کثیف بودنِ بعضی آدم ها اذیتم نمیکنه !
اما بعضیا خیلی پاکن؛
این که قراره اینا گیره اون کثیفا بیُفتن,
اعصابم رو خورد میکنه ...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

بعضیا میان که زمینت بزنن، ولی نمیدونن بزنن زمین هوا میره

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

4 تا نویسنده میخوام

به مدت 2 ماه

نمیخوام وقتی نیستم آرشیوم خراب شه

لزومی نداره چیزی نوشته بشه! ثبت موقتم قبوله

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

اگه وحید مرد باشه٬وحیده زنه
اگه سعید مرد باشه٬سعیده زنه
اگه حمید مرد باشه٬حمیده زنه


پس لابد ضعیف مرد بوده که ضعیفه شده زن
پس زر نزن...

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

تـوی آسـمـون عـشـقـم غـیـر تـو پـرنـده‌ای نـیـست

روی خـامـوشـی لـبـهـام جـز تـو اسـم دیـگـه‌ای نـیـسـت

تـوی قـلـب مـن عـزیـزم هـیـچ کـسـی جـایـی نـداره

دِل عـاشـقـم بـجـز تـو هـیـچ کـسـی رو دوسـت نـداره

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

گفتم بوسیدن را بلدی ؟؟؟
از خوشحالی پـَــر در اورد و گفت : بلدم ...
گفتم: من و خاطراتمو  ببوس بذار کنار ... !

+ تاريخ ساعت نويسنده م |