اينجا صفحه ي دلتنگي هاي من است! آدم خـاصـی نـيـسـتـم مـخاطـب خـاصـی هم ندارم

ایستگاه بعد : ارومیه

دیگه نمیدونم چی بگم

زود میام

 

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

در این وبلاگ خندیدن ممنوع است




چه حرف بی ربطی ست که مرد گریه نمی کند...

گاهی آنقدر بغض داری که باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی...

برای دل خودم می نویسم ...

برای دلتنگی هایم

برای دغدغه های خودم

برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !

برای دلی که دلتنگم نیست ...

برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...

برای خودم می نویسم !

بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

خندیدی و با خنده ات

شهر دلم تسخیر شد...

لبخند معروف ژکوند

با خنده ات تحقیر شد!

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

پدرم تو گرانمایه ترین تصویری...

من اگر قاب تو باشم

کافی است.

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

یاد تو هر لحظه با من است...

اما "یاد" انسان را بیمار میکند...

"نادر ابراهیمی"

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

از وقتی که تو در دنیایم پیدا شدی...

برای رفتن به بهشت...

دیگر لازم نیست که بمیرم مرد اردیبهشتی من

کافی ست

کنار تو زندگی کنم

کافی ست از تو بخواهم

گاهی به من نزدیک شوی وکمی مرا ببوسی

تولدت مبارک سرباز مهربونم

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

 امواج ِ دریا دیگر تنها فراموشی خود را برایم به همراه دارند...!

  آری! مـشـق شــب ایـن بـود...

از بر بـودن فراموشــی دریـا!

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

براستی زن بودن کار مشکلی است...

مجبوری مانند یک کدبانو رفتار کنی...

همانند یک مرد کار کنی...

شبیه یک دختر جوان به نظر برسی...

و مثل یک سالمند فکر کنی...

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

تو مالک تمام احساسم هستی

تمام عشقم تمام احساس دست نخورده ام

که حاضر نیستم

حتی ذره ای از آن را

با هیچ کس تقسیم کنم

با هیچ کس جز تو...

احساسم را با تو تقسیم نمی کنم بلکه

آنرا به تو تقدیم می کنم...

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

نگاهش میکنم انگار،همه دنیامو گم کردم

نمیودنه که تو چشماش،به دنبال تو میگردم...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

وقت ظاهر است...

من،خودم را تلف میکنم...

"علیرضا روشن"

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

اگر چند هزار سال زودتر به دنیا آمده بودی

برایت معبدی می ساختم...

تا بزرگترین چالش ادیان ابراهیمی 

"چشم پرستی"باشد،الهه ی نگاه...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

چه شغل عجیبی دارم!

شروع هفته تو را می بینم،

باقی هفته

به خاموش کردن دل خود در اتاقم مشغولم...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

کسی که نبودتو احساس نمیکنه،

با بودنت ناراحت نکن...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

حواسم را هر کجا پرت میکنم

باز کنار تو می افتد...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

باید رفت...

گاه از قلب کسی،

گاه...جفت پا تو صورت کسی...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

مانند سیگار مانده ام بین دو انگشت...

نه میکشی نه خاموش میکنی

فراموش کرده ای که میسوزم...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

میدونی بعضی چیزارو اگه هر روزم

قدرشونو بدونی بازم خسته نمیشی

بعضی چیزا

تکرار نشدنی و بی نهایتن...

مثل مادر

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

بعضیا

مثل پیاز میمونن

ظاهرشون یه آدم عوضیه که...

اگه بازشون کنی

ده لایه دیگه آدم عوض زیرشه!!!

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

اینکه درگیر حسی بشی

که میدونی یه بازیه...

اما،میمونی تا ببازی...

این خیلی بده...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

موهایم را که جمع می کنی...

قشنگترین گل سر دنیا می شود...

دستهایت...

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

امروز 

پرکارترين روز سال بود 

براى من

بايد

گره ازتمام سبزه هاى اين شهر باز مى کردم

مبادا کسى تو را آرزو کرده باشد

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم...

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

 به فرزندانتان دفاع شخصی بیاموزید

در برلبر سگ چشمانش... 

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

میدانم!

آخر یک روز 

خسته میشود از نیامدنش...

شوخی که نیست

مگر آدم...

چقدر میتواند نیاید!!!

"آرش نژادی"

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

صداى قلب نيست

صداى  پاى توست 

که شب ها در سينه ام مى دوى...

کافيست خسته شوى, کافيست بايستى

+ تاريخ ساعت نويسنده romi |

من برایش شبیه آخرین پک سیگار بودم!

شاید دوست نداشت تمام شوم،

اما...از دور انداختنم مطمئن بود...:(

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |

چه حش قشنگیه تو بغلش دراز بکشی

بهت بگه تو مال کی هستی

بگی مال مامان بابام

بگه غلط کردی تو مال خودمی

لج کنی باهاش

از لبات گاز بگیره جیغت دربیاد

بگی وحشی

بگه حالا فهمیدی مال کی هستی

بگی آره مال توام غلط کردم مال توام دیوووونه

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

ساده :

سال نو مبارک

+ تاريخ ساعت نويسنده م |

یه زن خوب باس وقتی آقاش خوابه

هی اذیتش کنه

گازش بگیره

لیسش بزنه

تا آقاش بیدار شه و بگه :

وااااای دختر چی میخوای از جونم

زنه هم خودشو لوس کنه و یه چشمک بزنه بگه بوووس میخواااام 

+ تاريخ ساعت نويسنده tala |